سلام .خوبین.

ببخشید اصلا فرصت نت اومدن نداشتم.

دیروز که گفته بودم تندیس بالا آورد.

 تا ظهر یه ٢بار دیگه هم بالا اورد ولی خب چون نه تب داشت ونه علایم دیگه نبردمش دکتر.

فقط ماست وپلو بهش دادم ویه چایی نبات و بعدشم خوابوندمش.

شکر خدا ظاهرا که حالش خوبه.دیگه باقیشو نمیدونم.

یه مدتی بود که تصمیم گرفتم از کارگرم بخوام دخترشو بفرسته خونمون تا بعدازظهرها با تندیس بازی کنه و

اون سرگرم بشه.(البته شاگرد نمونه است و اول دبیرستانه وخیلی خوش قیافه و باکلاسه.)

خلاصه جور نشده بود تاامروز.

امروز از ساعت ٣ اومد تا ٣٠/٧بود خونمون.

آخیش.جونم راحت شده بود.

تندیس فقط ٣بار صدام کرد اونم بخاطرwc.

دیگه کاری به کارم نداشت وخیلی آروم با نداجون بازی کرد.

تازه بهش دستورم میداد که این شکلو این مدلی نقاشی کن و اونو اونجوری.

 

بعد دیدم بهش میگه ماژیکمو زیاد فشار نده.خراب میشه.((چه حرفا))

خداییش خیلی راضی بودم وحال کردم.تازه نداجون کلی هم تعجب میکرد

 وقتی دید تندیس abcd رو براش تا آخر خوند وکلی کلمات انگلیسی بهش گفت .

وکلی شعر وترانه های لس آنجلسی براش خوند.

تازه با لوله تور بسکتبالش ویولن هم میزنه و خیلی قشنگ ژست میگیره.

دیگه غروبی رفتیم ندا جون رو رسوندیم ویه دوری زدیم برگشتیم.

البته با اتومبیل جدیدمون که بالاخره بختش باز شد و دیروز اومد تو پارکینگ خونه.praying

البته هنوز پلاک نداره و فقط از کوچه های فرعی میریم ومیایم.

تندیسم برگشتنی توی ماشین خوابید و تاحالا که بیدار نشده.

ایشالا پست بعدی با عکسای عروسی و عکسای دکوراسیون داخلی و

 کابینت خونه عروس که طراحی واجراش کار بابا پیمان بوده هستیم در خدمت دوستان.

احتمالا سه شنبه شب میریم آمل چون 4شنبه شب همه داییهام بغیر دایی بزرگه که باهاشون ارتباطی نداریم خونه مامی سرور هستند.

پس خدا به همراهتون.

بعدانوشت:نمیدونم با چه رنگی بنویسمسوال.

بعضی دوستان میگن تیره خوبه(البته آرا زیاده)

یه عده ای هم میگن روشن بنویس.

الان این طوسی خوبه یا نه.سوالسوال

اخه برای خودم همه جوره خوبه.

********اینم از فونت مشکی.