بااجازه صابخونه:::تندیس خانم

سلام دوستای خوبم.خوبین.

ببخشید اون پست دیشبی حذفیده شد.

چون میخواستمش بزارم تو بلاگ خودم نمیشد گذاشتمش اینجا.

حالا دیدم زیاد خوشم نمیاد اینجا باشه.

فعلا ثبت موقت شده تا یادم بمونه.

الانم حالم بهتر از دیشبه.ولی هنوزم خیلی ناراحتم......ناراحت

خب دیروز قرار بود با 2تا از دوستامون و خونواده خودم بریم بیرون ناهار ولی هوای بارونی همه چی رو بهم زد و مجبور شدیم توخونه بمونیم.

منم ساعت 8صبح شوشو رو بیدار کردم که آقا پاشو مهمون دعوت کردی خونه رو مرتب کن.

چون خودمم حالم بد بود.فشارم شدیدا پایین بود.

شوشو هم گفت باشه خودم فهمیدم بارونه.ساعت 9 پامیشم و همه کارارو میکنم.

دیگه از ساعت12مهمونامون اومدن و تا 5 بودن و رفتن.البته مامان اینا بودنو بعد شام رفتن آمل.

کادو هم یه تیکه ظرف و یه عطر و اسپری و 150 هم تراول برامون اومد.

منم برای شوشو پیراهن و شلوار خریدم.

اونم که میدونین چی خرید دیگه....نیشخند

یه تیکه از جمله مازندرانی که تندیس چندروزه یاد گرفته.

البته خودش داستانی داره هاااا.

aooo.pare bavi ka..................

حالا داستانشو اگه شد سر فرصت میزارم اینجا که برای تندیس یادگاری بمونه.

 

امروز اول خرداده.

پیش به سوی 18 خرداد و تولد تندیس جونی.هوراهورا

اینم ژستای دخترک بعد از بیرون اومدن از حموم.

خدای ژسته این دختر.بغلبغل