سلام.خوبین.خیلیهاتونو خوندم.ولی نتونستم برای بیشترتون کامنت بزارم.ببخشید.

۴شنبه گذشته شام رو تو آمل خونه دایی بیژن مامی سحر بودیم.

آخر شب برگشتیم خونمون و تندیس خانم هم کل راه روگریه کرد بخاطر مامی سرور .

و گوش درد مامی سحر ازون موقع شروع شد.

توی گوش چپم همش صدای هوا میپیچه.سرگیجه هم دارم.خلاصه حالم اصلا خوب نیست.

بنظرتون چی شده.باید چیکار کنم.

کلی دکتر هم تماس گرفتم ولی متاسفانه همشون از بعدازظهر تو مطبشون هستن.

اگه یکی داره میمیره باید چیکار کنه.پس صبحها کجا تشریف دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه پنجشنبه غروب هم 3تایی رفتیم پارک و شبشم با دایی سهیل و نانا و مامی سهور رفتیم فست فود نارنجستان و و تندیس جون آخرین بچه ای بود که از محوطه بازیش خارج شد.یعنی ساعت 1 نیمه شب....

تندیس در فست فود

جمعه ناهارم سه تایی دوباره رفتیم پارک جنگل و کباب و گردش و

 

 شبشم رفتیم بابلسر خونه دختردایی مامی سحر(شوناجون) و آخر شبم برگشتیم خونه.

بازم تندیس کلی بهانه گیری کرد که با مامی سهورش بره خونشون.

امشبم باید بریم آمل و فردا هم باید برم مراسم ختم زندایی بابام که دیروز فوت کردن و هم بعدازظهر مهمونی دوستامه.

 

گوشمم بدجوری حالگیری میکنه.چیکارش کنم؟؟؟؟؟

امروزم 8 خرداده و 10 روز دیگه تولد تندیس جونه.

 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

اینروزها هم عاشق آهنگ الکی سیاوش قمیشی و تقریبا همشو کامل میخونه.

من فقط عاشق اینم/که از خدا ببینم/زنده کسی/بجای تو بمیرم/موهاتو ببافم/ عاشق اون لحظه ای که/پشت پنجره بشینم/حواست به من نباشه/دژدکی تورو ببینم و همینجوری ادامه میده و بعدش بهم میگه:: به من بگو آفرین.