بعدانوشت مهم::دوستای خوبم از صبح تا حالا دارم براتون کامنت تبریک روزمادر میزارم.

ولی یه چندتایی از وبلاگا اصلا برام باز نمیشه.توروخدا ناراحت نشین.

یکیتون که ناراحت شده و گفته که اون همش میادولی من حتی برای تبریک هم نرفتم.بخدا تقصیر نته.من بی تقصیرم.

لیلی جون مامان یوناجون/مامان الیناگلی/مامان ایلیا گلی/مامان سامی جون/خانم آبی و یه چندتای دیگه بخداهرکاری میکنم وبلاگاتون باز نمیشن برام.

وگلناز جون مامان وندا و هانا کامنت دونیتون مشکل داره آیا؟؟؟؟ 

اینجاهم آپ شده:www.belageman.persianblog.ir

*************************

سلام دوستای خوب و مهربونمون

نبودیم.ببخشید که جواب کامنتا رو ندادیم.

 

ممنون که نگرانم بودین و جویای حال و احوالمون.

 

ازگوشم بگم که فقط تونستم به یک پزشک عمومی نشونش بدم و یه قطره استریل داد که زیادم موثر واقع نشده و قراره غروب برم دکتر.

چون دکترا که همونروز نوبت نمیدن.

و خانم دکترجون وبلاگ(یک دانشجوی پزشکی) خیلی سعی کردم برات کامنت بزارم  و اینترنتی معاینه بشم ولی صفحه وبلاگت برام لود نمیشد.

عزیزانی که میخواین درمورد گوشم نظر بدین.گوشم نه درد میکنه و نه خارش داره فقط انگار توش صدای هوا جیرجیر میکنه و اونم وقتی شب میخوام بخوابم بیشتر میشه و اذیتم میکنه.

تندیس هم ازاون روز قطرمو میگیره دستش و میگه ::خانم گوشتون حلق و بینی میخواد.

یا میگه:: بیا تو گوشتون حلق و بینی بریزم.

شنبه ای که رفته  بودیم آمل  - من و نانا تندیس جون رو بردیم و گوشاشو سوراخ کردیم.

 

 

چون خیلی دوست داشت و هرروز گیره سراشو میچسبوند به گوشش و میگفت :گوشواره هامو ببینین و این اواخر خیلی گیرداده بود که گوشامو سوراخ کن برام

 

منم همش میگفتم بچه است و اذیت میشه.گناه داره.

بالاخره رفتیم و گوشهای خانم خانما سوراخ شد.

خیلی یکه خورده بود.ولی اصلا صداش در نیومد.

الانم کلی پزشو بهمون میده.

خلاصه این هفته بحث گوش در بین خونواده ما خیلی داغه.

 

دیروز یه سرویس فنجون و قوری چینی اسباب بازی و چندتایی کتاب داستان کادوی سوراخ کردن گوش تقدیم به خانم خانما شد.

 

 

 

وازدیروز مدام بهم قهوه تعارف میکنه و میگه چی میل دارین خانم؟قهوه میل دارین؟

بعدشم وقتی من ازش میگیرم و مثلا قهوه میخورم.

بهم میگه:مچکرم(متشکرم)

دیگه اینکه نمیدونم چرا نمیتونین عکسا رو ببینین.

ولی من با همون سایتی که همیشه اپلود میکنم کار میکنم.

و اینکه خط موبایلم قعطه.یه ایرانسل دارم فعلا.

دوستایی که احیانا کارم دارن یا شمارمو میخوان بگن تا براشون بزارم.

همتونو میدوستیم.

بابای.

تا تولد تندیس جون جونی هم 7روز بیشتر نمونده.

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

پ.ن.1.پیشاپیش روز زن و روز مادر رو به همه مامانای مهربون و نازنین و خانمای خوب و خوشگل وبلاگی تبریک میگم و همچنین به مامان خوب و مهربون خودم.

کادوهم که همچنان خبری نیست.فکرکنم میخواد اتومبیل رو بزنه تو حساب.اگه اینکارو بکنه منم میدونم چیکار کنم.

آخه تامیگم کادو میره سندماشینو میاره میگه بفرما.به نام شماست.

خب دلیل نمیشه که.

 

 


پ.ن.2:راستی چون اخیرا زیاد نمیتونم توی نت وول بخورم وبراتون کامنت بزارم هرکی هم کامنت نزاره ناراحت نمیشم.

پس زیاد خودتونو به زحمت نندازین.

چون چندتایی از دوستان ناراحتن که چرا اونا برام کامنت میزارن و من کامنت نمیزارم.

 

اینم ترمه کوچولو دختر دوستمه که یکشنبه که مهمونی دوستام بودیم ازش گرفتم .