تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

هفته ای که گذشت رو داریم به روایت تصویر..

 

تقریبا شبا که یه دوری رو تو پارک جنگلی نور می زنیم و

 یه بلالی میخوریم و میایم تو کوچمون و یه کم لب ساحل پیاده روی میکنیم(البته  این دور زدنا همراه با دست زدنهای تندیس به سنگ و خاک و چوب و صدای نکن تندیس/دست نزن کثیفه مادرجانهای منه) و

 میایم خونه.

 

4شنبه غروب کیکی درستیدیم وخوردیم و

 

 

بعد مدتها تندیس رو بردم دریا شن بازی کنه.

بااینکه خونمون لب دریاست ولی امسال اصلا نمی برمش چون آب دریا بینهایت آلودست و ماهیهای مرده زیادی توی آب شناورن.

واسه همینم امسال گفتم زیاد نبرمش.....

بالاخره 4شنبه ای  با هزار قول و قرار که توی آب نری و به آب دست نزنی رفتیم لب ساحل و شن وماسه بازی..

 

اون روز لب دریا/ تو ساحل تو شنا بازی میکردیم..

اینم آخرش:

 

 

قول رو که یادتونه:

 

جمعه هم که بیدار شدیم  و ساعت 11 راه افتادیم به سمت نمک آبرود.

وای چه ترافیک وحشتناکی بود کمربندی چالوس و مسیر رفت به تهران.

خلاصه رسیدیم و ورودی 3000 تومانی رو دادیم و رفتیم داخل.

 

 

دیگه یه گشتی زدیم و

خواهر محترمه گشت ارشاد Arabic Veilبه بنده تذکر دادن که آستینتون کوتاست و باید ساق دست بزارین.

منم گفتم اینجا که ندارم.

گفت برید تو بازارچه پشتی و یک جفت تهیه کنین.تعجب

ماهم مثل بچه حرف گوش کنها رفتیم و یه 1000تومنی ناقابل رو برای ساق دست دادیم و برگشتیم.عصبانیعصبانی

دیدم خواهر عزیز Arabic Veilهمچنان زاغ سیاه مارو چوب میزنن که دستمون میکنیم یا نه.تعجبعصبانی

منم جلوش پوشیدم ووقتی رفتیم تو تله کابین درآوردم.

 

 ما خط 2 رو سوار شدیم که کابینش نوتر بود ولی ارتفاعش کمتر بود.و درعوضش صفشم طولانی نبود.

به سلامت رسیدیم بالای کوه و

دیگه اون بالا کلی خرت وپرت خوردیم مثل فرچیپس و بستنی و فالوده سنتی که انگاری فقط  آب و گلاب بود و مزه دیگه ای نداشت((فقط پول میگیرن.کیفیت صفر)).

دیگه قلیون زدیم تو رگ و رفتیم یه کم بالا بالاها عکس گرفتیم و

 

 

 

وبرگشتیم پایین.

 

دوباره پشت شوشو قایم شدمنیشخند که خواهر محترمهArabic Veil منو نبینه.

رفتیم جلوتر یکی دیگه بود.Arabic Veil

ولی من یواشکی از کنارش رد شدم نیشخندو پشت کردم دیدم مثل چی داره نیگام میکنه.

من هروهر بهش خندیدم.نیشخند

 

دیگه رفتیم رستوران آبشار ناهار خوردیم(البته ساعت 4 بعدازظهر بوداااا).

 

 

دیگه تندیس جون مسیر اومدن از رستوران رو با شلوار مبارک تمیز کردن کلافه

چون بقول خودشون داشتن سرسره بازی میکردن.

تازه میخواست صندلاشو دربیاره بره تو استخر کنار رستورانکلافه.

(وووویییییییییییی از دست این دختر که فقط داره منو حرص میدهکلافه.

تموم موهای شقیقه هام سفید شده بسکه حرص میخورمکلافه)))

یعنی من به تندیس میگم تو باید تو خونواده کولیا بدنیا میومدی(ازینا که پابرهنه هستن و دست و وصورتشون کثیفه و بلال میفروشن)

چون به همه چیزای کثیف و روغنی و گل و اینا علاقه داره.

اخه مامان جونم یکم تمیز باش

چی میشه به چیزای کثیف دست نزنی.

یعنی من آرزو به دل شدم که یه بار تندیس به سنگ و خاک و چوب و گل و زنجیر روغنی وسط خیابون کشیده و ...دست نزنه.کلافه

دیگه ٣٠/۶ رسیدیم خونه و لالا کردیمخواب.

چون عجیب سردرد گرفته بودم.

ساعت9 هم رفتیم پارک جنگل و جوج زدیم تورگ(جوجه کبابو میگم) .

 بازم تندیس زغال بازی کرد و همه صورت و لباسشو کثیف کرد و

دیگه١١ اومدیم خونه  و حموم و لالا......خواب

دیگه غروبی میریم آمل و فردا دوره معروف دوستامهHippie HippieHippieوشبم همونجا تلپیم.

این بود انشای هفته خودرا چگونه گذرانده اید.

بابای.For You