تندیس دیروز تو  کف دستش این نقاشیو کشیده.

بهش میگم چیه:

میگه واقعا متجوه(متوجه)نشدی؟؟؟

میگم نه.

میگه یه خرگوشیه که داره پی پی میکنه.

میگم پس کو پی پی .

اون خط درازی که به سمت پایین  و مچ دستش کشیده شده رو نشون میده و میگه ایناهاش.این پیپیشه........

 

گیر داده که خرگوش میخواد.

حالا بهم بگین خرگوش چجوریه؟شنیدم میگن کیست میاره و ضمنا خوش یمن نیست.

اگه اطلاعاتی دارین لطفا بهمون کمک کنین...........

Pastel butterflies

 

صبا که بیدار میشه و میاد تو اتاقم

بهم میگه: سلاااااااااااام.صبح بخیر.

اگه من زودتر بگم نارحت میشه و دعوام میکنه که شما نگو...

خب چشم .من نمیگم مامان جان.خودت بگو.

بعد اشاره میکنه به پرده که( اونو جمع کردم که آفتاب بتابه)

میگه اونو خاموشش کنم.

میگم چیو.

 میگه :اون پنجره رو خاموشش کن.

منم میگم  باشه. چشم. و بعد پرده جمع شده رو باز میکنم که بقول تندیس خانم خاموش بشه.

بعد دستور میدن حداقل لامپو روشن کن.....

Pastel butterflies

اینروزا کارمون خمیر بازی شده.

من یه سری درست میکنم تندیس کاملشون میکنه.

مثلا این گل آفتابگردون چشم و ابروهای کلفت و دهنشو تندیس گذاشته +

 

و اون دلقکه هم همینطور.

کار صورت +یه دست و دوتا پا با تندیس بوده+تازه به  دکمه وزیر بغلشم دقت کنین یه فرورفتگی داره.

 

اونم تندیس  با فشار ایجاد کرده میگه زیر بغلم براش بزاریم.

 

 زیر بغل با فلش سید و دکمه ها با فلش مشکی نشون داده شده.

 

فکرش به چه جاهایی میرسه........................

bugs divider

 

داستان سفر 5شنبه و جمعه هم تو ادامه مطلبه


 ادامه مطلب

 

ازدوره ای که با دوستام بودیم قرار شد یه آخر هفته بریم ییلاق یکی از دوستامون که  امسال خونه ساخته بود و بنده خدا هر سری که مارو میدید اصرار و اصرار که  توروخداپاشین بیاین.

شوشو هم که موافق 100درصد و پایه اینجورکارا.

 

 

 

 

دیگه  قرار گذاشتیم و من 100بار به همه زنگیدم و گفتم و

 بعد یکی یکی نازشونو کشیدم و

بالاخره یه چندتایی آویزون مثل خودمون قبول کردن و بقیه هم جاهای دیگه دعوت بودن و نیومدن.

 

جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان  ..منبع کامل عکسهای کارتونی و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/

خلاصه 5شنبه بعد ناهار(که البته اونم ما ناهارو خونه  پانته آ جون خوردیم)((بازم البته میبخشیدا که روزه نبودیم-شرمنده)

راه افتادیم (3تا خونواده بودیم) و

 رفتیم به سمت ERA(نام ییلاق مذکور میباشد)

الان بهتون آدرس میدم اگه نمیدونین کجاست:

آب اسک رو که حتما میدونین یا اسمشو شنیدین.خب دقیقا اون سمت آب اسک یه جاده میخوره و میره بالا.

خیلی  پیچ پیچیه.

قشنگ رسما سرگیجه میگیری و خلاصه یه جاده مارپیچ هی باید بری بالا و بالاتر تا برسی به محل مذکور.

قله دماوند از تراس خونه بهار

این ویو  هم از طرف دیگه تراس

ولی جاتون خالی آی حال داد// آی حال کردیم((سحرجون دلت بسوزه.جات خالی.حیف که نبودی))

 

دیگه بچه ها که از سروکول هم بالا میرفتن..

تقریبا بدو ورود ما

Pastel butterflies

تندیس هم که خیلی قشننننننننننننننننننننگ(اینو با تاکید گ بخونین)رو اعصاب من بود.کلافهکلافه

((یعنی تو این 24 ساعتی  که از 6غروب 5شنبه اونجا بودیم تا 5غروب جمعه)) ایشون مقدار متنابهی فقط نوشابه خوردن و آب.همین(اونم با حرص و تاکید ن بخونین)کلافهکلافه

یعنی بهش بگو بچه آخه تو معده نداری/گرسنت نمیشد و نمیشه/پیش خودت چی فکر کردی که غذا نخوردی و نمیخوری/

والله بچه این مدلی هنوز ندیدم.کلافه

بقول مامانم (وقتی کارا و حرکاتشو میبینه)

میگه ::_البته به زبون شیرین مازندرانی((حالا داشته باشین چی میگه))_

BUR BABA/TE VACHE ESTESNAEE HASE

ترجمه فارسی:که بچت استثناییه(البته با تاکید و لهجه مازندرانی یه چیز دیگست این جمله))

خلاصه ایشون با زور و داد و بیداد و صدای بالا و بعدشم دعوای شدید و این چیزا اگه 1 قاشق موقع شام وصبحانه و ناهار خورده باشه.

 

دیگه شب شد وشام و بعدشم رقص و بازی*وقلیون و....اینجورچیزا

 

 ساعت12 نیمه شب یکی یکی همه بچه ها خوابیدن و اگرم نخوابیدن مثل یسنا و پرنیان که سری آخر بودن  که دیگه 1 خوابیدن

ولی این تندیس خانم بود که همچنان میتازید و پشتک وارو میزد و خلاصه راحتتون کنم تا ساعت 3 این بشر بیدار بود.

دیگه از خستگی البته بازم به زور رو پام خوابید.جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان  ..منبع کامل عکسهای کارتونی و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/

خوابید.باورتون میشه.

آخیش.

ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان  ..منبع کامل عکسهای کارتونی و زیبا ساز وبلاگ .. ܓܨஜミ★ミ گالری عکس قلب شیشه ایミ★ミஜܓܨ   http://ghalbe6ei.blogfa.com/

یه نفس عمیق/یه آرامش/یه سکوت.

bugs divider

 

دوباره برگشتم روتراس.

خونشون تریبلکس بود.

طبقه اول دست سرایدار بود.

2طبقه بعدی ما بودیم.

که طبقه وسط یه تراس بزرگ داشت که خیلی دید و

ویو و منظره جالبی داشت.

طبقه بعدی هم اتاق خوابا بود.

 

 

 bugs divider

دیگه تندیس  تو همین طبقه وسط خوابیده بود.

جایی که شوشو هم از 2ساعت قبلش دراز کشیده بود.

اخه شوشوی خوب خونه ما خیلی بچه مثبته

اهل  هیچ نوع خلافی نیست.

بزرگترین خلافش قلیونه که اونم من بیشترازاون میکشم.

واسه همینم چون کمرش خیلی درد میکرد رفت و تو خونه دراز کشید.

ولی مگه بیرونیا میزاشتن که آدم بخوابه.

تا ساعت  4 صبح  بروبچ بیرون نشستن و بازی کردن و من و ابی (شوهر دوستم شقایق)قلیون کشیدیم.

البته گهگداری یه نفر از بچه ها میومدم و یه پکی  میزدن به قلیونه.

ولی در کل در انحصار من و ابی بود.

 

حالا ساعت 4ونیمه صبحه.

آتنا میخواد بره نمازشو بخونه.

چون بچه مسلمون ما اونه.

هم روزه میگیره هم نمازشو میخونه.

همه  یکی یکی میان تو خونه.

فکرکنین سرو صدا

هرچی هم میگم بابا توروخدا بچم خوابه بیدار بشه بدبخت میشیما

کسی گوشش بدهکار نیست.

همه کلشون گرمه گرمه.

بحث الویه شد و بهار گفت الویه میخورین بیارم.

همه گفتن بیار/بیار/

فکرکنین 5 صبح همه داشتن الویه میخوردن.

منم فقط تند و تند عکس میگرفتم.......

خیلی باحال بود....

 

bugs divider

اینم ترمه جون  خاله ونوشه کوچکترین عضو  این مهمونی ٢روزه

 

 

bugs divider

 

اینم آرشان جون خاله پانته آست.

 

 

bugs divider

 

دیگه با سلام و صلوات و توروخدا بخوابین همه یه  جایی تلپ شدن...

البته بماند که پادرد لعنتی مثل شبای دیگه به سراغم اومد و من تا ساعت 9-10 که همه بیدار شدن  بیدار بودم.

bugs divider

 

وای خیلی زیاد نوشتم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه  جمعه هم به همین منوال طی شد و ساعت 5 راه افتادیم و اومدیم آمل.

مارفتیم خونه مامان سرور و یه 1ساعتی نشستیم و چون خیلی خسته بودیم و بابا پیمان جون هم کمردرد داشت و هم معده درد اومدیم خونه و خوابیدیم.

bugs divider

یه مدتیه که شوشو کمردرد گرفته ازون طرف هم معده درد

هرچی هم بهش میگم برو یه دکتر ببین چته یه وقت میری که خدای نکرده خیلی دیره و بعد پشیمون میشی.گوشش بدهکار نیست.میگه وقتشو ندارم.

اخه آدم مثل بولدوزر خودشو خسته کنه بعد یهویی زبونم لال بیفته نتونه کار کنه چه فایده ای داره.

حتما براش دعا کنین باشه.ممنون.

bugs divider

دیروزم غروب رفتیم خونه برادرشوهری و افطار اونجا بودیم.خوب بود.خوش گذشت.

bugs divider

خب دوستای عزیز که ف ارس ی  1 دارین.حداقل بیاین بگین  جریان سریالا چی شده؟؟؟؟

bugs divider

شایدم بقیه عکسای خودمونو تو یه پست خصوصی بزارم.معلوم نیست.................................

 

 bugs divider

توی این ماه عزیز التماس دعا.