سلام.

تا پنجشنبه و جمعه هوا کم و بیش آفتابی بود

البته وسطا یه نمه بارونم میزد که نتیجش بوجود اومدن یه رنگین کمان خیلی زیبا بود

 که از دل دریا بلند شده بود و تا توی جنگلا پیش رفته بود.

ولی حیف که من دوربینمو پیدا نکردم تااینکه وقتی خیلی محو شده بود تونستم یه چندتایی عکس بگیرم

تندیس جون هم با ذوق نگاش میکرد و میگفت: وایی خدای من ستاره دنباله دار..

و من هرچی میگفتم نه مامی این رنگین کمانه.

میگفت: نه این ستاره دنباله داره...

جمعه هم بعدازظهری رفتیم یه گشتی تو جنگل نور زدیم و

تندیس جون  هم به آرزوش که سوار شدن بر اسب سفید بود رسید.

بعد گذشتن  سه ماه تابستونی که هرروزش دوست داشت اسب سوار بشه و

من نمیذاشتم  و میگفتم همشون کثیفن و دفعه بعدی که میرفتیم

تندیس می پرسید: مامی الان تمیزن؟رفتن حموم؟

و من میگفتم :نه نیگا کنن چقدر کثیفن و

به این ترتیب کل ٣ماه رو تندیس جون در آرزوی سوار شدن بود.

و جمعه ای وقتی دیدم اسب سفید نسبتا تمیزی اروم ایستاده

به پیمان جون گفتمک که تندیس سوار بشه وبه این ترتیب بود که

 تندیس جون سوار شروین شد(اسبه رو میگم).

اخه هی میگفت شروین آروم.

گفتم جل الخالق:اسم اسبتون شروینه؟

گفت: بعله.شناسنامه هم داره..

گفتم: یه وقت اسب ماده داشتین حالا اسمشو تندیس نذارین هرچی میخواین بزارین

 

 

         

    

               

بعدشم تندیس جون یه کم ژست گرفتن و ماهم چیکس چیکس(بقول تندیس)عکس گرفتیم

 

    

 

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

غروبی هم که مامان سهور و باباحسین اومدن که تندیس جون رو ببینن(ما الان حکم کَشکو داریم)

دیگه بعد از شام رفتن و تندیس جون هم یه ١ساعتی زار و زار گریه کرد که میخواست با مامان سهور بره خونشون.

دلم کباب شد.

به هزار زحمت خوابوندمش و دوباره بعد ١ ساعت با زاری و گریه از خواب بیدار شد.

 

الانم که اینجا نشسته

و میگه:تی وی پرشیا وان اِتز شو تایم

و بعدشم داره اماده میشه که جایی بره!

می پرسم کجا؟:

میگه دوستم تلفن زده گفته دارم میام دم خونتون من باید برم ازش سی دی بگیرم..

به حق چیزای نشنیده و ندیده(وروجک از الان رفیق بازی و دم در خونه اومدن رو شروع کرده)

*******************************

الانم که از شنبه اینجا طوفان وحشتناک بوده و

 دیروز و امروزم که انگار .....آسمون پاره شده

و همینطور داره میباره..

******************************

راستی پریشب هم تندیس خانم به مناسبت هالوین بااین ماسک

 افتخار عکاسی به من دادن.((متشکرم))

اینروزا هم اینمدلی میکنه و

 با لحن خاصی میگه:چاکّریم(ما بیشتر)