***امروز نوشت:الان 1ساعتی میشه که مامانم از اتاق عمل اومده بیرون.(15:30 بعدازظهر سه شنبه).

علاوه بر عمل مهره های کمر گویاعمل مهره های گردن هم اضافه شدواونا رو هم پیچ و مهره کردن و پلاتین گذاشتن .

درد وحشتناکی داره.خدا به خیر بگذرونه.

اینم برای دوستایی نوشتم که نگران شده بودن و از دیروز و امروز با تماسها و اس ام اسهاشون واقعا بهم روحیه دادن و خوشحالم کردن.خیلی خیلی دوستتون دارمقلب.

**********************************************

خیلی خسته ام.

این مدتم نبودم یا دانشگاه بودم یا خونه مامانم.

پروژه سنگین آلودگی صنعتیم وقتی برام نذاشته.

هنوزم کاملش نکردم.ایشالا اگه بشه باید تا ٣شنبه کارای پاورپوینتشو انجام بدم و

برای ۴شنبه آماده باشم که اگه احضار شدم برم وارائه بدم.

تحقیق تصفیه فاضلاب هم که مزید بر علت شده.

حالا اینا به کنار مامانم سالهاست دیسک کمر و سیاتیک داره.

الان مدتیه دیگه دیسکا زدن بیرون  و خیلی نزدیک به نخاعش شده و اذیتش میکنن

 طوریکه شب و روزش فقط گریه و آمپولهای مسکن شده.

دیگه قرار بود شنبه بره تهران و کنسل شد منم قرار شد برم تهران.

ولی با وجود تندیس مامانم ترجیح داد نانا باهاش بره و

این شد که من ظهر برگشتم سر خونه و زندگی و مامان و

بابا و نانا رفتن برای تهران که مامی امشب بستری بشه و فردا دوتا عمل داره.

توروخدا به هر زبونی  که بلدین و میدونین. اهل هر مذهب و دینی که هستین براش خیلی دعا کنین.

خیلی خیلی داغونم.

برای یه پسر کوچولوی ۴ساله(کوروش عزیز) هم که الان دکترا جوابش کردن و دل مامان و باباش خونه هم دعا کنین که به زندگی برگرده.

تموم کامنتاتونو خوندم.شرمنده که فرصت جواب دادن نداشتم و ندارم.

مرسی از همتون که به یادم هستین.

مرسی از اس ام اس ها و تماسهاتون.

خیلی خوشحالم میکنین.

دوستتون دارم.فعلا بای.

راستی دوستایی که خصوصی مینویسن اگه میشه رمزاتونو برام بزارین.نمیدونم چیکارشون کردم.

هرچند که ٣۵۶ تا پست نخونده دارم.باید ببینم میتونم بخونمشون یا نعععع!!!