میخواستم یه پست جدید بزارم ولی با رفتن اتفاقی به یکی از وبلاگهای به روز شده و ازاونجا رفتن به وبلاگ دیگری به نام نوشته های صحرا حالم اساسی گرفته شد و دونه های اشک بود که شر و شر از چشام میبارید و جیغی از ته دل که سعی کردم بیصدا باشه تا تندیس خانمی بیدار نشه.

و دعاهای پی در پی که ای خدا توروخدا شفاش بده.

حالا هم دوستای من به هرزبونی که دعا میکنین و راز و نیاز میکنین ............

دعا کنین این مامان مهربون به زندگی برگرده و

 نی نی نازشو که دخمل طلاست و

هنوز روی ماهشو ندیده هرچه زودتر در آغوش بگیره و نوازشش کنه.

آخه این مامان مهربون بعد از زایمان رفت تو کما و

 2بار دچار ایست قلبی 5 دقیقه ای شده و الان مرگ مغزیه.

بازم گریه ام گرفته.دیگه نمیتونیم چیزی بنویسم.تورو خدا دعا کنین.دعا کنین..........

میتونین برین به این آدرس و جزییات ماجرا رو بخونین

www.sahra87.persianblog.ir