سه شنبه نوشت:روز دختر رو به دختر نازم و همه دخترای خوشگل و مهربون وبلاگی تبریک میگمقلبقلب

تندیس تبش از ۴شنبه قطع شدوبه جاش عطسه و سرفه اضافه شد و متعاقب اون داروهای مختلفی هم مصرف نمودند.

 الان شکر خدا بدک نیست.یه کم سرفه هاش هنوز مونده.جمعه ناهار مامان و ثمینا از آمل اومدن اینجا.جاتون خالی بابا پیمان زحمت کشیدند و برامون کباب زدند .

غروبی رفتیم خونه عمه هاله تا مامان سهور براش کادو ببره که نی نی آورده بود.تا ٣٠/٨بودیم و بعد از اون مامان اینا رفتند آمل و

 ماهم با گریه ها و جیغهای بنفش تندیس خانم که برای مامان سهورش گریه میکرد اومدیم خونه.

شام رو خوردیم و دوست شوشو تماس گرفت که پاشین بیاین اینجا و ماهم رفتیم.تا ١نصفه شب بودیم و برگشتیم خونه.

خیر سرم مثلا میخوام درس بخونم.به نظر شما اینجوری میشه.البته به شوشو گفتم دیگه از این بازیا در نیارین تورو خدا.

اینم چندتایی از عکس عروسک خوشگله من/

جمعه غروب خونه عمه هاله

+++++++++++++++++++

شیرین زبونی و بلبل زبونی و صد البته شیرین زبونیهایی که حال من و بابا رو اساسی میگیرن جزئ فراموش نشدنی شخصیت تندیس خانمی شده.

یه حرفایی میزنه این وروجکه خوشگله من/که علاوه بر شاخهای بزرگی که در میاریم میمونیم که قراره چی به سرمون در سالهای آتی بیاد.

مثلا امروز دیدم اومده ومداد رنگی آبی رو کاملا تو دهنش پیچونده طوریکه تموم دندونا و زبونش آبیه آبی.

منم عصبانی شدم.ودعواش کردم.

بعدم رفتم با مسواک خورده های مداد رو از دندوناش در آوردم و دهنشو شستم.

بعدش اومده بهم مبگه:البته با اخم و دعوا((که خیلی هم این حالتش بامزه است و

دلم میخواد همون لحظه بخورمش)) --

میگه:مامان:ببین چیکار کردی با بلوزم.؟

گند زدی به لباسم.پیراهنمو خیس کردی.این چه کاریه؟ها؟

_____________________

سانس بعدی:یه خودکار سک سک دستش گرفته و باید فشارش بده تا نوکش دربیاد.

ولی باهمون دید بچگانش بهم میگه:اجازه بده اینو خوشنش(روشن) کنم.

فکر میکنه باید این اصطلاح رو بکارببره برای بیرون آوردن نوک خودکار.

خیلی باحاله جملش.کلی باهاش حال میکنم.

______________________________

سانس بعدی:

خودکارمو ازم میگیره(البته به خودکار میگه ناناشی(نقاشی))بعد میگه اجازه بده اول من کارمو انجام بدم .یه مثلمثه بژرگ(بزرگ)بکشم.بعدا شما کارتو انجام بده.باشه.

منم میگم باشه.

اونم میگه:آفرین.آفرین.خوشگلم.عژیزم(بین ز و ژمیگه)جیگرم.نازگلم و کلی ازین حرفا تحویلم میده و بعدش ماچمالیم میکنه.

________________

یه cdداره.اسمش 12شاهزاده رقصه(البته اگه اشتباه نکنم)

هرروز نگاش میکنه و مثل اونا میرقصه.اومده بهم میگه:توی این سی تی (یه وقتایی هم درست میگه:سی دی) -ملکه است.

1ساعت داشتم فکر میکردم که چی میگه.بعد فهمیدم همون ملکه توی قصرو میگه.

جالب بود برام.

______________

دیگه اینکه بچه ام توی دارو خوردن استاد شده و خودش سرنگ حاوی آنتی بیوتیک رو میزاره توی دهنش و دندوناشو جفت میکنه  و میخوره.

چون چندروز اول داستانی داشتیم ما.به زور و غش و ضف و گریه وشیون نمیخورد.ولی الان دیگه استاد شده.

قربونش برم من که اینهمه ناز و خانمه.ماشالله.(شیطون و لجبازشو فاکتور میگیرم)

+++++++++++++++++++++++++++++

خودمو کشتم تا بقیه عکسا رو آپلود کنم ولی نشد که نشدناراحتعصبانیکلافهکلافه

ایشالا سری بعد.