تندیس جون این چند روزه دوباه حال نداشت و نمیدونم واسه دندوناش بود یا چیز دیگه  2روز اول عطسه میکرد و ابریزش داشت.

و بعد 2روز هم همش لج لجبازی و بد اخلاقی.

اخه دندونای اخریش(اسیابا)نصفه و نیمه دراومده بودن و الان دیگه کامل دارن میشن.

تندیس هم همیشه این مدلی بوده.یعنی فقط عطسه و ابریزش بینی.

خلاصه ماهم آمل بودیم و مهمون بازی.چون دایی سهیل داشت میرفت مالزی.(بالاخره کار کاناداش جور نشد و تصمیم گرفت بره مالزی))لبخند

همه میومدن که باهاش خداحافظی کننبای بای.

و ماهم پریشب ازش خداحافظی کردیمبای بای.

البته خداحافظی که چه عرض کنم.

من و دایی که همدیگه رو بغل کردیم و سعی کردیم دوتامون گریه نکنیم.

ولی نشد.هردو بی صدا گریه کردیمگریهگریه.

ولی وقتی دایی و تندیس همدیگه رو بغل کردن ودایی  هی تندیس نگاه میکرد و

 خلاصه بعد کلی تمرکزخنثی دیگه با هق هق جدا شدگریهگریه و رفت.

دیشب هم که مثل دو شب قبل خونه بابام پر از مهمون بود.

ولی ما توی نور بودیم.

چون تندیس از پریشب خیلی بی قراری میکرد حوصله نداشتم آمل بمونم.

اخر شب  دیشب هم تا 3 صبح با دایی تلفنی حرف زدیمگریه ودایی صبح زود رفت تهران که بره مالزی.ناراحتلبخندبای بای

(نیشخندقراره کل فامیل عید با اقا ماشالله برن مالزینیشخند))

ایشالا که دایی موفق و موید باشه.الهی امینقلبتشویق.

و اینکه تندیس نازم امروز 5/2 ساله شدهماچ.

 خوشگلم/نازم/عزیز دل مامان و بابا

قلب5/2 سالگیت مبارک باشهقلب.

بقول خودت بیا شما رو فوت کن.ماشالله.چش نخولی ایشالابغلماچ.