17/8/89

اومدم از حرفای تندیس بگم و نقاشیاشو بزارم و بگم که یه موش دیگه هم گرفتیم

(مانا جون دیروز یادته حرفشو میزدیم) 

ولی خانم خانما رفتن از برای فضولی در جعبه ای رو با یه چاقوی تیز باز کنن چاقو خورده تو چشمش.

 حالا اومده باگریه دیدم زیر مژه های پایین چشم چپش رو با چاقو خراش داده

خیلی خیلی خدا بهمون رحم کرد و شانس آوردیم توی چشمشو پاره نکرد.

اگه دوباره فرصت شد میام مینویسم

اگرم نشد که تا فردا -پس فردا نیستم.

بعدا میام مینویسم.

فعلا بای

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

خدا چقدر رحم کرده سحر جون براش صدقه بزار حکایت این موش وتندیس توخونه ما با سوسک داره تکرار میشه هر وقت نیکی میگه مامان چرا خونه ما سوسک نداره همون موقع سرو کلش پیدا میشه این خوشگل خانم رو از طرف من ببوس[قلب]

مامان مهدیس و محمد راستین

سلام. سحر جون ممنون برای اس ام است. ببخشید نتونستم جواب بدم. ما هممون خوبیم و مشغول بچه داری و درس خوندن و لوح نوشتن و نشانه یاد گرفتن. خدا خیلی به خوشگل خانم رحم کرده. از ما که کاری بر نمیاد فقط باید خدا مواظبشون باشه از بس که شیطونند.[ماچ]

سپیده عمه آریانا

سلام سحر جون خوبی چقدر خدا به تندیس گلم رحم کرده . خدا رو 1000 مرتبه شکر که چیزیش نشده . لطفا براش اسپند دود کنید و صدقه بدید. صورت ماه عسلکم رو ببوسید[ماچ][قلب][گل]

خانم خونه

واقعا بعضی اوقات ادم می مونه خدا نی نی های ما رو خیلی دوست داره و نگه شون می داره ان شائ الله همیشه سالم باشه

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم خدا رو شکر که اتفاق بدی نیفتاد.

مامی آلینا

الهی بگردم.چقدرخدارحم کرده[قلب][بغل]

محمدیان

/http://ashenayan.persianblog.ir وبلاگ به روز شده و خواندنی ، حتما سر بزنید .