/ 70 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلیعه

سلام سحر جون خوبی؟ تندیس خوبه؟ ما هم از دیروز تا حالا هوای ابری و بارونی داریم. اتفاقا همین الان به همکارم گفتم اون شیروونی روبرو رو ببین خیس بارون شده... هوا تاریک تاریکه!!! دیروز که داشتیم با محمد میرفتیم خونه خیس شدیممممم. اینقدر که بارون میومد بعد شب توی اخبار گفت که گیلان و مازندران بارون سیل آسا اومده. چند جای سیلی رو هم نشون داد. یاده پارسال همین موقع ها افتادم که با محمد رفتیم بندرانزلی و آستارا و بارونی که تا حالا به عمرم ندیده بودم و اونجا دیدم. [تعجب][تعجب][لبخند] تو دیگه چطوری؟ درس میخونی؟ یا همش عروسی میری؟ [نیشخند][مغرور][مغرور][خنده] دعا کن توی فامیل ما هم بعد از 10 سال یه عروسی اتفاق بیفته... [نیشخند][زبان]

طلیعه

سحححححررررر نمیدونم چرا از دیروز تا حالا اینقدر بی حوصله و کسلممممممم.... با محمد بداخلاقی میکنم و حوصله اونم سر بردم... یه خرده دلداریم بده و نصیحتم کن مادر [نیشخند][زبان][عینک]

طلیعه

[تعجب]وااااا [تعجب][تعجب] جل الخالق [تعجب] دو تا کامنت پشت سر هم دادم یکیش رفته پایین صفحه یکیش اومده بالا [تعجب] میبینی؟

گلناز

سلام منم مدتیه اینجا رو می خونم . فکر کنم کامنتم گذاشتم .اما الان خوشحالم کردی که ااومدی. دختر شما هم که خیلی خیلی ملوسکه! میشه جریانو برام تعریف کنی؟ ببوس گل دختری رو.

سحر مامي تنديس

طلیعه جان سلام.خوبی. اولا این روزا همه همینطوری هستن.فکر کنم ماله آب و هوا باشه که زود تاریک میشه و ابریه و همه رو یه جورایی کسل میکنه. ولی خب سعی کن برای خودتون سرگرمیهای جدید درست کنی.که اینقدر به محمد آقا گیر ندی.[چشمک] مثلا مار و پله یا مینچ یا گل یا پوچ بازی کنین باهم[نیشخند].بخدا بعضی وقتا منچ بازی کردن یه حالی میده اساسی.[قهقهه] و اینکه ایشالا عروسی دخترم بشه دعوتت میکنم بیای[نیشخند]

شایگان و مامان مریم

شب بخیر .آی دی ؟[سوال]

مامان پارسا پگاه

سلام خانومی اول بگم که شاهکار ه عکاسیت [دست]عکس فوق العاده ای از تندیس جون گرفتی بعد هم دو سال و چهارماهگی نازنینت مبارک

شیما

جان چه دخملیه آخه این تندیس خانومی [بغل][قلب]

یاسمن

ممنون.محبت داری. میگم ادرس وبلاگ اون دوستت رو میدی که عکسمو اگه خوبه بردارم؟