ما آمده ایم.وای/وای/ما امده ایم.............

ما هستیم.خوبیم.

ممنون از همه دوستان که سراغمونو میگیرن.

ولی شرمنده که وقتم محدوده.

تندیس خانوم هم اینروزا بیشتر از هرروز دیگه حرفای نامربوط بهمون تحویل میده.

حالا خوبه نه من بیرون میرم.نه کسی اینجا میاد.

تازه بچه کوچیک هم دور برمون نداریم.

ولی کلمه ها و جمله های.

به من چه ربطی داره.

به تو چی مربوطی داره.

خاک بر سرت کردن.

مسکره شدی.(مسخره)

شورشو دراوردی.

واقی ان که (واقعا) مسکره ای تو..

کثافت.حالمو بهم زدی.

البته یه سری از این جملات رو من موقع عصبانیتم بهش میگم.اونم فوری تو ذهنش میمونه.

کارم دراومده.

و...............

البته که حرفای ناز و خوشگل هم زیاد میزنه مثل:

جیگرتو بخورم/عسله منی/نازگلتو بخورم/جونه منی/

عمر منی/شکمتو بخورم...اینو دارین دیگه.....

موهاتو بخورم.

اینارو هم بیشتر از اون الفاظ بد بکار میبره.ولی در هر حال.............

++++++++++++++++++++++++++++

 

این هفته هم که همش درگیر مراسم عروسی دختر داییم شونا بودیم.

و یه سورپرایز خیلی باحال هم داشتیم و اون اینکه روز یکشنبه یکی از دوستای وبلاگیمون مهمون خونه ریخت و پاشیدمون بودن.به ما که خیلی خوش گذشت حالا به اونا نمی دونم.

نتونستین حدس بزنین..........

.

.

.

تارا جون خوشگلم و مامان سارای مهربون و بابا بهنام آروم و مهربون.

خیلی خیلی خوشحال شدم از دیدنتون سارا و تارای عزیزمون.

+++++++++++++++++

عروسی هم دیشب بود و خیلی خیلی خوش گذشت.جاتون خالی.

من و تندیس خانم هم از شروع مجلس تا خاتمه  --وسط --در حال رقصیدن بودیم.

دیگه آخر به زور مارو از سالن بیرون کردن.

حالا هفته دیگه شب عید غدیر هم یه عروسی دیگه پدرشوهرش داره توی بابلسر میگیره.

چون دوماد مال اونجاست.باید بریم اونجا.

حالا فکرشو بکنین که چه جوری درس خوندن من مالیده شد و رفت.....

دیگه اینکه چند دست لباس خوشگل هرجوری بود برای خانم خانما پیداکردم و خریدم.

این یکیشه که عکسشو گذاشتم .توی عروسی دیشب پوشیده.

ژستو دارین تو روخدا.

قربون اون خنده نازت بشم.

 اینم تندیس با شقایق جون و غزاله جون.

 

{{راستش دلم میخواد از لباسا و کفشا و اسباب بازیاش عکس بزارم.البته نه اینجا.دلم میخواد یه وبلاگی باشه که فقط این چیزا رو اون تو بزارم تا براش یادگاری بمونه.ولی متاسفانه عکسا یا آپلود نمیشن یا طول میکشه.بعدشم پست مطلب جدید باز نمیشه.}}

+++++++++++++++++++++++++++++++

خب دیگه برم به کارام برسم.

بای.

همتونو میدوستیم فراوون.

 

 

/ 62 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیر

راسی روز عید غدیر برات اسمس زدم. اما فک کنم به دستت نرسید. آخه دلیوری برام نیومد.

طلیعه

سلام خوبی؟ توی قسمت بالا نتونستم کامنت بذارم چون غیرفعال بود. حالا چقدر عصابی تشریف دارین؟ [نیشخند] خب میخواین رمز ندین ندین !!!! [زبان][نیشخند] اما من رمز میخوام. اگه همون عکسایی که از ایمیل برام فرستادی نمیخوام ولی اگه عکسای جدیده میخوام ببینم. لطفا برام رمز بفرست. تندیس رو ببوس بای[ماچ][ماچ]

مامان گلی

سلام خوبین شما می خواستم ازتون معذرت خواهی کنم منی دونم چرا تو پیام قبلی اسمتون رو هستی نوشتم معذرت می خوام اگه خواستی رمزتون رو بدین

سمیه

سلام عزیزم خوبی خانمی وای هزار ماشالله چقدر این بچه به دل میشینه عزیزم خیلی شیرینه هزار ماشالله ولی بدرست برس منکه حالا نه کاری دارم نه هیچی نمرسم امیدوارم شما وقت کنی و به درسات برسی میبوسمتون شاد باشید و در پناه خدای مهربان

هستی جوجو

با بچه هستش دیگه یادش میره بزرگ میشه خوب و بد رو از هم تشخیص میده ناراحت نباش بعد هم معلومه که از خوده ما یاد میگیره اینکه ناراحتی نداره [زبان] لباسش چه ست و خوشگله چند گرفتی ؟ من هم پسورد میخوام [گل]

طلیعه

سلام پاییزی و بارونی زیبا تقدیم به جیگر خانم [نیشخند] اینقدر منو اذیت نکن. رمزو بفرست. بابا سوغاتی که قابل شما رو نداره. شما دستور بدید با آدرس من برای شما میفرستم. ولی قبلش رمزو زود بفرست که من منتظرما... تا ساعت 4 امروز. منتظرم. زود باش زود باش. [زبان][خنده]