بالاخره آپ کردم

سلام دوستای عزیزم.

بالاخره موفق شدم آپ کنم.

2روزی بود میخواستم این کارو بکنم ولی صفحه مطلب جدید برام باز نمیشد.

نمی دونم چرا؟

درهرحال.خوبین.خوشین.سلامتین.

ماهم که با تندیس جون مشغول بازی و راه اومدنیم.

تندیس این روزها حرفهای بیشتری از حرفهای خودمونو و مخصوصا منو به خودم تحویل میده.

دیروز بهم گفت:بهم کینتر(کیندر)بده.

و من یکی آوردم و بهش دادم.

لج کرد و گفت همشو میخوام.

 گفتم :نمیشه.

اونم شروع کرد به دعوا کردن من.

وبا انگشت اشاره اش بهم اشاره میکرد و

 می گفت:بار آخرت باشه که با من اینجولو (اینجوری)حلف (حرف)میزنی.

کاربد کنی باهات قر(قهر) میشما.میبرم تو اتاق تهنا(تنها) میشی و زندانی میشیا.

یا به زور بهم میگه این نی نی منو حتما بغل کنش تا من شلوارشو دُاُست (درست)کنم.

به سنگین هم میگه:سنگیگ

مثلا این عروسکم سنگیگه.دستم درد اومد.بگیرش.

یا جدیدنا خیلی منو ناز میده و میگه عسلم.جیگلم بیا تو بغلم.

دیروز میگفت:تشکر.تشکر.خاهش میشه.میشه لفتا(لطفا)اون لیوانو به من بدی؟؟

پنجشنبه و جمعه بابا پیمان حالش یه نمه بد شده بود ودیسانتری گرفته بودو رفت دکتر.

وقتی برگشت.تندیس بهش میگه:رفتی دُتُر(دکتر).

ماینه(معاینه)کرد.میخوای دستتو بگیرم ببرمت دُتُر ماینه ات کنه و بعدشم آمپول بخوری و قرص بخوری.

پسکونک(پستونک) نی نی مو میخوری بهت بدم خوب شی.

وای من عاشق این برنامه کو*نک و پسکو*نک گفتنشم.

و دیگه اینکه هوا اینجا یه نمه بارونه و خیلی خنکه.

البته الان دیگه آفتاب دراومده.

و خبر مهم اینکه من تو ختم قرآن وبلاگ

یک دانشجوی پزشکی شرکت کرده بودم و داشتم برای یکی از دوستای خودم میگفتم که کار جالبیه.

اونم گفت منم میخوام شرکت کنم.

بیا باهم قرآن ختم کنیم.

گفتم به شماها بگم اگه دوست دارین و میخواین شرکت کنین

بهم بگین که زودتر این کارو انجامبدیم.اوکی؟

پس هرکی میخواد باید یه جز قرآن رو متقبل بشه.

لطف کنید و بگین که میخواین کدوم جز رو بخونین.یادتون نره ها.حتما بگین بهم.چشمک

و دیگه درمورد گوگل ریدر میخواستم توضیح بدم که باز همین دوست خوبم تو وبلاگش کامل توضیح داده.

ولی قبل از هر چیز شما باید یه آدرس ایمیل تو یاهو و یکی دیگه تو جی میل درست کنین تا بتونین اون مراحل رو انجام بدین.

پست 20 از وبلاگ من و پزشکی.تو لینکدونیم هستش.

ته دیگ:هنوز موفق نشدم رژیم دوباره بگیرم.

همچنان بین 71-72 معلقم.

ولی دارم رنگ موهامو عوض میکنم.خدا کنه همونی که میخوام بشه.

دیگه اینکه عبادتهاتون قبول و التماس دعا.

/ 91 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طلیعه

سلام سحر جون خوبی؟ طاعاتتون قبول... خوش میگذره؟ من که فکر میکردم ماه رمضان امسال خیلی برام سخت باشه به خاطر طولانی بودن روز و ... ولی خداروشکر تا حالاش مشکلی نداشتم. تو دیگه چطوری؟ مرسی که برام کامنت گذاشته بودی. از قول من تندیس رو ببوسسسسسسسسسسسسسس [ماچ][ماچ]

هاله مامان ارشیا

هنوز از کادوی اون که خبری نیست[متفکر]فکر کنم میخواد بدجوری سوپرایزمون کنه[خنده]

هاله مامان ارشیا

مرسی از تبریکت عزیزم[ماچ][بغل]راستی خوب تونستی برای اینجا مشتری جمع کنیاااا[زبان][مغرور]

لیلا مامان پریا

عززززززززززیزم معلومه که لهجه ی شمالی خیییییلی هم خوبه. منخودمم 50 درصد شمالی ام و از اون شمالیهای متعصب هم هستم[شیطان][خرخون] چی فک کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فقط برام جالب بود پریااز الان لهجه داشته باشه[قهقهه] قربونت . هزار تا بووووووووووووووووووووووس[ماچ]

هاله مامان ارشیا

قابل تو رو نداره بیا همش مال تو[نیشخند]ببین من چقدر از خود گذشتگی میکنم بخاطر تو[خنده]

مریم مامان موژان

سلام.چه گل دخمل نازی.از طرف من ببوسینش[ماچ] به ما هم سر بزنین.خوشحال میشیم[گل]

مامان مهساو ملینا کوچولو

وای ایکاش که ملینا زودتر بزرگ سه ماشالله چه زبونی داره تندیس خانوم آره والا انقدر به همه گفته که انگار قلبش گرفته بد بختی همه از یه بیمارستان استفاده میکنیم مجبوریم چشم تو چشم بشیم نه بخدا سحر جون گفتم انقدر ازشون بدم اومده من آرزوی مرگشون رو ندارم گفتم اگه بمیرن نمیرم[خنده]